أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

56

قانون ( فارسى )

معده را تقويت مىكند و در بسيارى از حالتها مفيد است . اگر كسانى كه يرقان دارند ، افشرهء افسنتين را به مدت ده روز و هر روز به اندازه سه اوقيه تناول نمايند فايده مىبينند . شربت نامبرده براى مداواى استسقاء نيز مفيد است . ضماد آن كه همراه انجير و آرد سوسن و سوديوم ( نطرون ) يا با انجير و سوديوم و آرد شلمك باشد در مداواى طحال مؤثر است . افسنتين را چنانچه با عدس يا برنج بپزند و بخورند كرمها را از بين مىبرد . افشرهء افسنتين براى معده خوب نيست و خشكه گياه آن نيز دهانه معده را آزار مىدهد ، زيرا شورمزه گس دارد ليكن افسنتين نبطى در اين زمينه بىآزار است . افسنتين مخلوط با سنبل باد شكم و معده را چاره‌ساز است . اگر افسنتين را با روغن حنا مرهم كنند و بر كبد و تهيگاه بمالند درد كبد و تهيگاه تسكين مىيابد . و اگر آن را با روغن گل سورى ( محمدى ) مرهم كنند يا با گل سورى مخلوط كنند درد معده را از بين مىبرد و سفتى آن را بر طرف مىكند . اندام‌هاى دفعى : افسنتين در بيرون راندن بول و روان كردن حيض بسيار مؤثر است . بويژه اگر آن را با عسلاب بردارند . افسنتين مسهل صفراست ولى در بلغم و آنچه در روده‌ها ماندگار است مؤثر نيست . اگر افسنتين را در آب بخيسانند يا آب‌پز كنند يا به مقدار پنج الى هفت درهم يك جا خورده شود و اگر افسنتين بدون پختن و خيساندن باشد مقدار آن نبايد از دو درهم تجاوز كند . شربت افسنتين علاوه بر بيرون راندن صفرا در مداواى بواسير و شقاق مقعد مفيد است . اگر كسى كه كرم دارد افسنتين را آب‌پز كند و يا آن را با برنج بپزد و با عسل بخورد كرم از بين مىرود و شخص به اسهالى سبك دچار مىشود . اگر افسنتين با عدس نيز پخته شود همين كارها را انجام مىدهد و رگها را از خلط صفرا ( مرارى ) و آبكى پالايش مىدهد . افسنتين و تبها : افسنتين تنها خودبخود در مداواى تب كهنه نافع است و بويژه اگر افشره‌اش با افشرهء ( غافت « 1 » ) تناول شود نفعش بيشتر است . افسنتين و سموم : شربت افسنتين با شراب پادزهر گزش اژدهاى دريائى ، نيش كژدم ، گزش راسو ، سم شوكران است . اگر با سركه باشد پادزهر قارچ سمى است و پاشيدن آن پشه را از بين مىبرد . اگر آب افسنتين را با مركب مخلوط كنند صفحات كتاب از آسيب موش‌خوردگى بدور مىماند . جانشين افسنتين : مىتوان جعده ( گل اربه ) يا درمنهء ارمنى را به اندازه آن به كار گرفت و براى تقويت معده به اندازه آن « اسارون » « 2 » ( برباله ) را با مقدار نصف آن از هليله استعمال كرد . آس : آس كه معروف است و مزهء تلخ آميخته با گسى و شيرينى دارد . گسى آن سبب سردى آن شده است . بر ساقهء آس برجستگىهايى است كه به هيئت كف دست و همرنگ ساقه است اين برجستگىها از بخش ديگر آس قوىتر است . گسى آن در هنگام مكيدن آن‌قدر محسوس است كه زبان را نشگون مىگيرد . اين برجستگىها داراى گوهر خاكى و كمى گوهر لطيف است . روغن آس نيز داراى تمام آن فوائدى است كه اجزاى آس مىرساند و ذكر خواهد شد . گزينش : بهترين نوع آس به منظور استفاده درمانى گونه‌اى است كه رنگش به سياهى مىزند به ويژه « آس خسروانى » كه برگش مستدير است . و

--> ( 1 ) - گل خله ( فارسى ) Eupatoria ( لاتينى ) ( 2 ) - آذرگون Asaren